مرگ

مرگ را دوست ندارم
حالا حالا هم قصد مردن ندارم
فعلا می خواهم
قهوه بنوشم،‌ اس ام اس بفرستم و
در چت روم ها
سر به سر یوزرها بگذارم
***

مرگ را دوست ندارم
و صد ساله هم که باشم
دوست دارم جمعه ها به پارک ملت بروم
و از پاساژهای میدان ونک خرید کنم.
***

مرگ را دوست ندارم
و می خواهم از پشت تریبون ها شعر بخوانم و برایم دست بزنند
تازه،
قرار است از اینکه برای دانیل اورتگا شعر گفته ام
و بوش را به موش مثل زده ام
جایزه بگیرم.
***

مرگ را دوست ندارم
اما یک روز من هم باید برم
حتی اگر پیتزایم را تمام نکرده باشم
یا سریال مورد علاقه ام را تا آخر ندیده باشم
یا چه می دانم
داور مسابقه استقلال و پیروزی
سوت پایان را نزده باشد.
***

مرگ را دوست ندارم
اما یک روز
من هم باید مثل سلمان هراتی
بی خدا حافظی بروم
یا مثل سید حسن حسینی
شعر آخرم را ننوشته باشم
من هم یک روز می روم
بی آنکه چمدانم را بسته باشم.

/ 3 نظر / 3 بازدید
افق

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارین ... خوشحال میشیم به ما هم سری بزنید. "در صورت تمایل شما هم می توانید آگهی ها و زمینه کاری وب سایت خود را به صورت رایگان در http://www.etayroo.com ثبت نمایید." شما هم، هم اکنون به ما بپیوندید … با لینک به ما، از ما حمایت کنید: <a href="http://www.etayroo.com" target="_blank"><img src="http://www.etayroo.com/ads/images/logo.gif" border="0" alt="etaYroo.com The Best Site For All" width="151" height="37"></a></body> </html></body> </html> با تشکر.

تينا

نمی دونم چرا اينجا شعر -من هم یک روز می روم بی آنکه چمدانم را بسته باشم - اشک صورتم و خيس کرد

گلبهار

من هم دوست ندام بميرم حالا مگه زوره ؟