آقاي زورو

جثه‌ ريزي‌ داشت‌. مثل‌ همه‌ بسيجي ها خوش‌ سيما بود و خوش‌ مَشرَب‌. فقط‌ يك‌ كمي‌ بيشتر از بقيه‌ شوخي‌ مي‌كرد. نه‌ اينكه‌ مايه‌ تمسخر ديگران‌ شود، كه‌اصلاً اين‌ حرف ها توي‌ جبهه‌ معنا نداشت‌. سعي‌ مي‌كرد دل‌ مؤمنان‌ خدا را شادكند.

از روزي‌ كه‌ آمد، اتفاقات‌ عجيبي‌ در اردوگاه‌ تخريب‌ افتاد. لباس هاي‌ نيروها كه‌ خاكي‌ بود و در كنار ساكهاي شان‌ افتاده بود، شبانه‌ شسته‌ مي‌شد وصبح‌ روي‌ طناب‌ وسط‌ اردوگاه‌ خشك‌ شده‌ بود. ظرف‌ غذاي‌ بچه‌ها هر دو، سه‌ تا دسته‌، نيمه‌هاي‌ شب‌ خود به‌ خود شسته‌ مي‌شد. هر پوتيني‌ كه‌ شب‌بيرون‌ از چادر مي‌ماند، صبح‌ واكس‌ خورده‌ و برّاق‌ جلوي‌ چادر قرار داشت‌...


او كه‌ از همه‌ كوچكتر و شوختر بود، وقتي‌ اين‌ اتفاقات‌ جالب‌ را مي‌ديد، مي‌خنديد و مي‌گفت‌:" بابا اين‌ كيه‌ كه‌ شب ها زورو بازي‌ در مي‌آره‌ و لباس‌ بچه‌ها و ظرف‌ غذا را مي‌شوره‌؟"
و گاهي‌ هم مي‌گفت‌: "آقاي‌ زورو، لطف‌ كنه‌ و امشب‌ لباس هاي‌ منم‌ بشوره‌ وپوتين هام‌ رو هم‌ واكس‌ بزنه‌."


بعد از عمليات‌، وقتي‌ "علي‌ قزلباش‌" شهيد شد، يكي‌ از بچه‌ها با گريه‌ گفت‌:" بچه‌ها يادتونه‌ چقدر قزلباش‌ زوروي‌ گردان‌ رو مسخره‌ مي‌كرد؟ زورو خودش‌ بود و به‌ من‌ قسم‌ داده‌ بود كه‌ به‌ كسي‌ نگم‌.

/ 5 نظر / 6 بازدید
زهرا

خدای شهيدان بزرگ است انان بخاطرهدفهايشان مردند / مواظب راههای شيطان باشيد /مواظب رفتن به قاضی ورفتن راضی باشيد /قلبم بشدت درد ميکند / ميدانستم حق هميشه پنهان می ماند وقتی شيطان رنداست

زهرا

رفتن به قاضی يک طرفه وراضی/ چقدرحرف است که سينه ی مرا درد می اندازد ودرباورنمی گنجد چرا حاضربه رويارويی بودم ؟کاش رودررو می پرسيديد خدای من پناه برتو

اتت

راهی برای افزايش امار خود کد را کپی کنيد و در ويرايش قالب پيست کنيد امار خود را بالاببزيد

سيد هادی موسوی

سلام با بقیةالله یعنی چه؟ و چرا به امام عصر علیه السلام می گویند بقیة الله ؟ به روز هستیم خوشحال میشیم از نظرات خوبتون بهره مند بشیم