ققنوس‌وار

رفتي‌ شبيه‌ لاله‌اي‌ در باد، مردانه‌ با شوق‌ سرافشاني‌
رفتي‌ كه‌ مثل‌ شعله‌اي‌ سركش‌، شمشير غيرت‌ را برقصاني‌

سربند «يا زهرا(س‌)» كه‌ مي‌بستي‌، پيشاني‌ات‌ بوي‌ خدا مي‌داد
انگار نوري‌ از تو مي‌جوشيد، نوري‌ از آن‌ الطاف‌ روحاني‌

وقتي‌ سوار موج‌ مي‌رفتي‌، اروند ناگه‌ در خروش‌ آمد
نام‌ تو را مي‌برد و مي‌ناليد، اروند، با چشمان‌ باراني‌

يك‌ تكه‌ از پيراهنت‌ مانده‌ست‌ بر مانع‌ خورشيدي‌، اما نه‌!
اين‌ قطعه‌اي‌ از پيكر ماه‌ است‌، اينگونه‌ مانده‌ گرم‌ و نوراني‌

غم‌ بود و طوفان‌ بود و آتش‌ بود، آن‌ شب‌ زمان‌ حتي‌ مشوش‌ بود
ققنوس‌وار از خود گذر كردي‌، رفتي‌ به‌ سمت‌ عرش‌، مهماني‌

پرواز آغاز تو بود آن‌ شب‌، هر چند پايان‌ در وجودت‌ نيست‌
بعد از تو حال‌ دوستان‌ خون‌ است‌، حال‌ مرا اما نمي‌داني‌!

/ 1 نظر / 4 بازدید
جهان

درود بر شما در این تنهای سحری به وبلاگ شما رسیدم و ان را متفاوت با دیگر وبلاگها دیدم خیلی حال کردم .. نماز و روزه های شما در این ماه مبارک قبول درگاه حق ..شاد وپیروز باشید ..بدرود .. الهم ارزقنی ترکش الصغیره