سرفه هاي خشك

براي زني
كه هر عصر
همسرش را با ويلچر به پارك مي برد
هميشه هفته ي جنگ است
و براي ما كه هر صبح از كوچه هامان
مردي با سرفه هاي خشك مي گذرد.

حیف نمیدونم شاعرش کیه.

/ 7 نظر / 11 بازدید
بنفشه

سلام . آرزوي سلامتي براي شما و ديگر عزيزاني كه روزها و ماهها را بدور از خانواده جان گرانقدرشان را در پاي دفاع از ميهن گذاشتند . زنده باد آزادي وبلاگ خوبي داريد . خوشحال مي شم به نوشته هاي من هم سر بزنيد .

حامد مختاری

... و برای تو که جا مانده ای ... هر روز ... روز انتظار .

مريم توفيقي

سلام استاد . فکر کنم شعر ترجمه باشد . اگر شاعرش را پيدا کردم حتما شما را در جريان خواهم گذاشت . خيلی زيبا بود . خيلی ...

رند عالم سوز

استاد سلام. با مطلبی راجع به "آماده سازی شاعران برای سفر به قونیه" به روزم! میشه لطفا سر بزنید! ضررش با من. دارمت!

مريم

سلام . عالی بود . خسته نباشيد

حسين

باسلام.. تا حالا ديدي ماه زخمي بشه؟....يه وقت يادمون نره پرسيدند:آقاجان كجابه شما از همه جا بيشتر سخت گذشت؟....جواب دادند :الشام الشام الشام...واين روزا كاروان وارد شام ميشود.اشاره اي مينويسم: كينه ,محله يهودي ها,خرابه...و جانم رقيه (س)وامان از دل زينب...يه سر به ما بزن...