قاب عکس

قبل از آمدن بوی پیراهنت را آوردند.
چشم های پدرت خوب شد. اما مادرت تحمل این همه سال را نداشت.
دیر آمدی، خیلی دیر!
تو هم که بد قول از آب در آمدی!
مگر قرار نبود راه کربلا را باز کنید و برگردید؟

حالا هم برگشته ای. بی نشانه و بی پلاک. در تابوتی که از جسم ات سنگین تر است.
خودت که دیدی! محله را سیاه پوش کرده اند و سر کوچه حجله ای روییده است.
پسر همسایه وقتی تو را دید گفت: «بیچاره چقدر هم جوان بوده!»
تو هم که فقط بلدی از درون قاب عکس ات، لبخند بزنی و نگاه کنی.

/ 2 نظر / 20 بازدید
ایران

ندای بیصدا پیک سبــز در دست و در حلقوم ندای بی صدا قامــت ســروت شکـسـت و از خنجر اهل ریا هی هی شعبـان شنفتی , چه غریبانه غریب پنجه گــرگ هم بدیدی واز ســگان نا نـــجیب گفتــی با جان میروم تا جان بگیرد جان خاک دفتــر مشقت گذاشتی, گفتی واز گرگم چه بــاک تو چه پنداری؟ که این گرگان تبار تازی اند با شعبــانی بی حیا , در خاک فــازس هم بازیند وین شعبان هم یاوه گوید کاوه جوید یاغی تازد هم که با فرهنگ مهرانگیــز ایران قاتــی بازد کین خبیثان لانه افکندند بر این خاک نجیــب چون زنیک نامی این خانه نگشتند بی نصــیب مهر پرستی نیک خواهی حرمت این خانه است قتل و غارت هم اسارت واز قوم بیـــگانه است دخــتر وارث آریــا آتــــش عشقــت خــداســــت این دقــل بــازان تاریــخ قالشــان اندرفنـــاست مهر بانو , سرور ایران , چه نیکو کردی ساز پنجـــه ات خالی ولی در سینه ات قلبی چو باز قــلبی در مــرداب گــودال جهــالـت در فقـــــان عـاشقــانه پرکشیــد تــا ساحـــل دیـــر مغــــان سرب داغ یاغیان بال و پرت در هم شکست چشمـه خونــت بجوشیــد,بر روخ ایران نشست خون تو واز خون

صورت پیوند جهان

با سلام با توجه به اینکه شما در راستای ادبیات متعهد بسیار فعال هستید از شما دعوت می شود که آثار خود را جهت شرکت در جشنواره ی اشک انار و شعر علوی ارسال نمائد برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ های زیر مراجعه کنید: alavi9.blogfa.com http://moghawemat.blogfa.com با تشکر.